الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
236
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
شما چنين رسالتى داريد ) . اين همان بهانه اى است كه قرآن كرارا از منكران دعوت انبيا نقل مىكند كه انتظار داشتند پيامبر الهى هميشه فرشته اى باشد ، گويى بشر هرگز شايستگى اين مقام را ندارد ، چنان كه در آيه 7 سوره فرقان نيز آمده است ، وَقالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْه مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَه نَذِيراً : « آنها گفتند : چرا اين پيامبر غذا مىخورد ، و در بازارها راه مىرود ؟ چرا لا اقل فرشته اى بر او نازل نشده تا همراه وى مردم را انذار كند « ؟ ! بىخبر از آنكه رهبر انسان بايد از نوع انسان باشد ، تا به دردها و نيازها و مشكلات و مسائل مختلف زندگى او آشنايى داشته باشد ، تا بتواند قدوه و اسوه او گردد ، لذا قرآن در آيه 8 سوره انعام تصريح مىكند كه » اگر او را فرشته قرار مىداديم حتما وى را به صورت انسانى در مىآوريم « ! ( وَلَوْ جَعَلْناه مَلَكاً لَجَعَلْناه رَجُلًا ) . در آيات بعد چنان كه روش قرآن است بعد از ذكر اجمال به تفصيل در باره عاد و ثمود پرداخته ، مىگويد « اما قوم عاد در زمين بدون حق تكبر كردند . ( و هر كبرى ناحق است ) تا آنجا كه گفتند : چه كسى از ما نيرومندتر است « ؟ ! ( * ( فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً ) * ) . مىدانيم آنها جمعيتى بودند كه در سرزمين « احقاف » در ناحيه « حضرموت » در جنوب « جزيره عربستان » زندگى داشتند ، و از نظر قدرت جسمانى ، و تمكن مالى ، و تمدن مادى كم نظير بودند ، قصرهاى زيبا و قلعههاى محكم مىساختند ، مخصوصا بر مكانهاى مرتفع بناهايى كه نشانه قدرت و وسيله خودنمايى بود بر پا مىكردند ، مردمانى خشن و جنگجو بودند ، و اين قدرت ظاهرى آنها را سخت مغرور كرده بود چنان كه خود را جمعيتى شكست ناپذير و برتر از همه مىپنداشتند ،